پردار
معنی انگلیسی
plumy
واژههای انگلیسی با این معنی
- finnier پردار، بال دار، پرک دار
- finniest پردار، بال دار، پرک دار
- finny پردار، بال دار، پرک دار
- flege پردار، قابل پرواز، مستعد پرواز
- feathered پردار، پوشيده ازپر، زودگذر
- plumy پردار، با پر اراسته، پروار
- plumose پردار، پر مانند
- pennate پردار، بال دار
- fin-back بال پردار، ماهي يونس بال دار
- rorqual بال پردار، ماهي يونس بال دار
- shuttelcock گوي پردار
- flying fish ماهي پردار، ماهي پرنده
- flechette پيکان پردار، پيکان شراپنل، ساچمه ها يا پيکانهاي مخلوط با خرج تلاش
- may bug طلايي پردار
- phalanger موش خرماي پردار، کيسه دارپرنده
- wing footed داراي پاي پردار، تند، سريع.
- f. squirel موش خرماي پردار
- chafer سوسک طلايي پردار
- cockchafer سوسک طلايي پردار
- feather-footed داراي پاهاي پردار، زودگذر، تندرووبي صدا
- rough legged داراي پاهاي پردار، مودرچهارقلم
- plumiped داراي پاهاي پردار
- rough footed داراي پاهاي پردار
- shuttlecock گوي پردار مخصوص بازي بدمينتن، سردواندن.، پس و پيش رفتن يا فرستادن