پرهیز
معنی انگلیسی
abstinence diet fast
واژههای انگلیسی با این معنی
- avoidance پرهيز، اجتناب، دوري
- abstinence پرهيز، خودداري، رياضت
- diet پرهيز، ترتيب غذا، خوراک
- abstinence or abstin پرهيز، خودداري، امساك
- eschewal پرهيز، اجتناب
- abstinent پرهيز كار، پارسا منش، مرتاض
- avoid پرهيز کردني، اجتناب پذير
- avoidable پرهيز کردني، اجتناب پذير
- negative virtue پرهيز از بد
- abstainer پرهيز كننده، پرهيزگار، كسي كه از استعمال مسكرات (مست کننده ها) پرهيز كند
- incontinent نا پرهيز گار، بي احصان، فاقد خود داري
- abstentious پرهيز كارانه، مبني بر پرهيز كاري
- shunner پرهيز کننده .
- abstemiously با پرهيز و امساك
- nephalism پرهيز از نوشابه خوري
- abstemiousness پرهيز و امساک (در خور و نوش)
- lent چله روزه و پرهيز در ميان نصارا
- non abstainer کسيکه از استعمال نوشابه پرهيز ننمايد، پرهيز گار، نا پرهيز گار
- teetotaller کسي که به کلي از خوردن نوشابه الکلي پرهيز، داشته باشد
- abstention خودداري، پرهيز، خودداري از دادن راي
- gardyloo پرهيزاب، پرهيز
- abstained امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن
- abstaining امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن
- abstains امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن