پس از خوراک معنی انگلیسی postprandial واژههای انگلیسی با این معنی snow برف، شيريني اي که از خامه وسفيده تخم مرغ درست، کرده پس از خوراک ميخورند automat محلي که با انداختن پول در جعبه اي خوراک براي، اشخاص مهيا مي شود، دستگاه خودکاري که پس از انداختن سکه اي