پس انداز
معنی انگلیسی
savings store
واژههای انگلیسی با این معنی
- savings پس انداز
- aggregate saving پس انداز کل
- national saving پس انداز ملي
- rate of saving نرخ پس انداز
- saving rate نرخ پس انداز
- unsaved پس انداز نشده، محفوظ نشده، نجات نيافته .
- dissaving پس انداز منفي، مصرف بيش از درآمد
- bank of deposit بانک پس انداز، صندوق پس انداز.
- mobilization of savings بسيج پس انداز، تجهيز پس انداز
- negative saving پس انداز منفي
- net saving پس انداز خالص
- personal saving پس انداز شخصي
- saving account حساب پس انداز
- saving function تابع پس انداز
- saving ratio نسبت پس انداز
- saving-bank بانک پس انداز
- theory of saving نظريه پس انداز، نظريه مربوط به پس انداز
- saveable پس انداز کردني، اندوختني.
- actual saving پس انداز واقعي
- paradox of thrift تناقض پس انداز
- permanent saving پس انداز دائمي
- private saving پس انداز خصوصي
- savings account حساب پس انداز.
- saving institutions موسسات پس انداز، شرکتهاي پس انداز