پس پرداخت معنی انگلیسی rebate repayment واژههای انگلیسی با این معنی delivered duty paid تحويل پس از پرداخت عوارض مربوطه، يکي از قراردادهاي اينکوترمز که در آن، فروشنده کليه اقدامات لازم از جمله پرداخت date of grace مدت مجاز براي پرداخت سفته و برات پس از، سر رسيد ex. dividend سهمي که پس از پرداخت سود آن فروخته شده trim size اندازه طبيعي (پس از پرداخت وبريدن زاويه چيزي) post obit قابل اجرا پس از مرگ، قابل پرداخت پس از مرگ کسي layaway خريد قسطي به اين ترتيب: کالا کنار گذاشته، ميشود و پس از پرداخت همه ي قيمت به، خريدار تحويل ميشود docl pass گواهي ورود به لنگرگاه يا خروج از آن، گواهي که پس از پرداخت هزينه هاي لنگرگاه، به صاحب کشتي داده ميشود ringing the changes کف زني، ترويج پول تقلبي از طريق اشاعه خريد اشيا، و بعد پس دادن آنها و گرفتن پول درست re-issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از يک، بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند outstanding برجسته، واريز نشده، تصفيه نشده carriage forward پس کرايه، کرايه در مقصد پرداخت مي شود repayment پس دهي، تلافي، پاداش back freigt پس کرايه، پرداخت کرايه