پلاستیک معنی انگلیسی plastic واژههای انگلیسی با این معنی pseudoplastic پبه پلاستيک plastic industry صنعت پلاستيک laminated plastic material ماده پلاستيک متورق، ماده فشرده متورق thermosetting plastic پلاستيک ترموسيتينگ thermoplast پلاستيک سختي ناپذير، ترموپلاست mammaplasty جراحي پلاستيک پستان thermoset پلاستيک سختي ناپذير after-hardening دوباره سخت کردن پلاستيک acrylic پلاستيک ترموست شفاف از جنس استرهاي، پليمريزه اسيدهاي آکريليک lexon پلاستيک پلي کربنات که معمولا شفاف است kapton نوعي پلاستيک عايق حرارتي با پوشش طلايي، در فضاپيما keratoplasty پيوند قرنيه، جراحي پلاستيک قرنيه shape factor ضريب شکل، نسبت لنگر پلاستيک به لنگر، جاري شدن rubber-dam سد لاستيکي، جدار لاستيکي، ورقه اي از پلاستيک خام