پلیسه معنی انگلیسی burr fold pleat shirring واژههای انگلیسی با این معنی pleated پليسه دار، تاه دار. deburr پليسه گرفتن، پليسه گيري کردن plisse چين يا تاه، طرح پارچه برجسته چين خورده چين پليسه . flouncing پارچه اي که با آن والان ميسازند، پارچه براي چيندادن، والان سازي shirring کوک زني، چين زني.، حاشيه ي چين داده و کوک خورده