پوست کنی معنی انگلیسی excoriation واژههای انگلیسی با این معنی cornhusking پوست خشن ذرت.، گردهمايي روستاييان براي پوست کني و، بوجاري ذرت و شرکت در سورمتعاقب آن peeler پوست کنده، پوست کن، اسباب پوست کني fleshing (درجمع) کيپ وچسبنده، تنگ، اشغال گوسفند در موقع پوست کني.