پی بردنی معنی انگلیسی detectable detectible واژههای انگلیسی با این معنی inferrable پي بردني، قابل استنباط، برامدني inferable قابل استنباط، پي بردني، برامدني inferible قابل استنباط، پي بردني، برامدني inferential استباطي، قابل استنباط، پي بردني inducible وادار کردني، قابل اغوا، دلالت پذير fathomable پيمايش پذير، پيمودني، قابل پيمايش