پیشرفت کردن معنی انگلیسی advance blossom develop gain move proceed progress واژههای انگلیسی با این معنی thrive پيشرفت کردن، ترقي کردن، کامياب شدن thriven پيشرفت کردن، ترقي کردن، کامياب شدن come along پيشرفت کردن، جلو رفتن. buck up شجاع شدن، پيشرفت کردن، روحيه کسي را درک کردن overdevelop بيش از حد توسعه دادن، فزون پيشرفت کردن، در استعمال ماده ي ظاهرساز افراط کردن accession جلوس، افزايش، اضافه realistic deterrence ميخکوب کردن حقيقي، استراتژي سد کردن پيشروي کمونيسم در دنيا، ممانعت حقيقي از پيشرفت کمونيسم