پیشقدمی معنی انگلیسی initiative واژههای انگلیسی با این معنی initiative پيشقدمي، برداشت، نخستين pacemaking رهبري، پيشقدمي. initial movement نخستين اقدام، نهضت اول، پيشقدمي lead-off آغاز، شروع، پيشقدمي