پیمانکار معنی انگلیسی contractor واژههای انگلیسی با این معنی principal contractor پيمانکار اصلي sub-contractor پيمانکار فرعي hauling contractor پيمانکار حمل و نقل subletting بمناقصه گذاردن کار بوسيله پيمانکار دست، اول road contractor مقاطعه کار جاده، پيمانکار جاده civil engineering contractor مقاطعه کار ساختمان، پيمانکار ساختمان main contractor مقاطعه کار اصلي، پيمانکار دست اول retention money مقدار پولي که کارفرما جهت حسن انجام کار، پيمانکار نگه ميدارد واين مقدار درصدي از، کل قرارداد است که حسن انجام کار ناميده gurantee period دوره نگهداري تاسيسات، مدت زمانيکه قبل، از تحويل نهائي پيمانکار ساختماني موظف permanent structures ساختمانهاي دائمي، به تاسيساتي گفته، ميشود که پس از اتمام قرارداد پيمانکار