پین معنی انگلیسی pin واژههای انگلیسی با این معنی Pinyin پين ين gudgeon pin گژن پين guide pin پين راهنما crank pin پين ميل لنگ locking pin پين مسدودکننده king pin inclination انحراف کينگ پين crank throw بازوها و پين ميل لنگ toggle خار، پين، محور کوتاه و باريک pivot pin اشپيل محور، پين محور axle stub اکسل کوتاه بدون حرکتي که چرخها و، پين هاي مفصلي وسيله نقليه براي راندن، ماشين بر روي آن سوار شده و مناسب حرکت RXD حروف اختصاري Recieve Data، خطي است که براي، انتقال داده هاي دريافت شده از يک دستگاه به دستگاه ديگر TXD حروف اختصاري Transmit Data، خطي است که براي، ارسال داده ها از يک وسيله به وسيله ديگر