پیکان معنی انگلیسی arrowhead arrow bolt shaft واژههای انگلیسی با این معنی arrow-head پيکان، خط ميخي arrowwood چوب پيکان arrowworm پيکان کرم flechette پيکان پردار، پيکان شراپنل، ساچمه ها يا پيکانهاي مخلوط با خرج تلاش arrow head علامت پيکان، پيکان نشان دهنده محل پياده، شدن افراد (هوابرد يا آب خاکي) elf-bolt پيکان چخماقي crusor arrows پيکان هاي مکان نما broad head نوک پيکان با 2 يا 3 تيغه bronze arrowhead نشان پيکان برنزي (مخصوص چتربازان) dartboard صفحه دايره اي هدف پيکان اندازي با 20 قسمت fluke قلاب لنگر، پيکان، دم نهنگ pecan درخت گردوي امريکاي مرکزي.، درخت پيکان fingerpost تير راهنما، راهنماي جاده، تير راهنماييکه پيکان مخصوص هدايت دارد barb ريش، ريشه، خار