چسب معنی انگلیسی adhesive binder binding cement glue gum paste size واژههای انگلیسی با این معنی prehend چسب، اهار، چسب زدن bird-lime چسب، کشمشک birdlime چسب، کشمشک. animal glue چسب viscin چسب inadhesive بي چسب، ناچسبنده butterwort چسب برگ cold glue چسب سرد adhesive tape نوار چسب friction tape نوار چسب mixed glue چسب مخلوط، چسب ترکيبي clairecelle چسب بتونه clearcole چسب بتونه gliadin چسب نشاسته، قسمت چسبناک و لزج گلوتن. malthite چسب قير وموم، زفت معدني، نوعي موم معدني. adhesion agent مايه چسب افزا، ماده تشديدکننده خواص، چاشني چسب افزا maltha چسب قير و موم، زفت معدني، يکجور موم معدني inviscade با چسب آميختن synthetic resin glue چسب صمغ مصنوعي maskingtape نوار چسب رنگزني، نوارچسب کاغذي armature tape نوار چسب آرميچر plastic refractory clay گل نسوز چسب دار wallpaper adhesive چسب کاغذ ديواري inviscate در چسب گرفتار کردن، با چيزچسبناک اميختن