چند ضلعی معنی انگلیسی polygonal واژههای انگلیسی با این معنی frequency polygon نمودار چند ضلعي بسامد skew polygon کثيرالاضلاع نامنظم، چند ضلعي بي قرينه . cocked hat کلاهک مسلح شدن مين، کلاهک برجسته، چند ضلعي موقعيت dejagging نوعي فن گرافيک کامپيوتري براي رسم خطوط، صاف، کاراکترها و چند ضلعي ها