چهارچوب معنی انگلیسی frame واژههای انگلیسی با این معنی doorjamb چهارچوب، در، باهو. frame work چهارچوب paneling قاب چهارچوب، قابکاري، قاب سازي. door lintel کلاه چهارچوب، نعل درگاه، کلاهک frame of reference چهارچوب داوري base frame چهارچوب زير دستگاهها birdcage چهارچوب فلزي کانتينرها، چهارچوب فلزي، اطاق کنترل هواپيما spinning frame چهارچوب يا دستگاه نخ تابي. tenterhook گيره چهارچوب پارچه خشک کني. cradling کلاف، چهارچوب trave تير، الوار، چهارچوب اسب بندي. E-r-p (European recovery programme)، برنامه ترميم اروپا، برنامه اي که امريکا از سال 1947 تا 1951