کابلی معنی انگلیسی funicular واژههای انگلیسی با این معنی kabuli کابلي chebulic myrobalan هليله کابلي slack line اسکريپر کابلي cable control system سيستم کنترل کابلي hoist line کابلي که بدنه اسکريپر را بالا و پايين، ميبرد CATV مخفف:، تلويزيون کابلي، تلويزيون سيمي cable drum قرقره استوانه شکلي که کابل کنترل به دور، آن پيچيده شده و مقدار کابلي که با هر، چرخش دسته حرکت ميکند را افزايش ميدهد