کارایی معنی انگلیسی competence proficiency utility واژههای انگلیسی با این معنی efficiencies کارايي، استعداد، کفايت efficiency کارايي، استعداد، کفايت predictive efficiency کارايي پيش بيني performance evaluation ارز يابي کارايي. annual efficiency index شاخص کارايي سالانه خدمتي battery of tests گروه آزمونهاي کارايي افراد، گروه آزمونهاي خصوصيات پرسنلي افراد ballistic efficiency کارايي باليستيکي گلوله يا جنگ افزار، بازده باليستيکي nozzle efficiency راندمان نازل، کارايي نازل file level model نمونه اي مربوط به تعريف ساختارهاي داده، براي کارايي بهينه برنامه هاي کاربردي، يا بررسي هاي پايگاه physical profile نيمرخ بدني، برآوردبنيه کلي بدني ياقدرت بدني و کارايي customize فرآيند تغيير يک قطعه از نرم افزار يا، سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن، کارايي آن inefficiency بي کفايتي، بي عرضگي، عدم کارايي add on افزوده شده، مدارات، سيستمها يا دستگاههاي سخت افزاري DPMI حروف اختصاري عبارت DOS Potected Mode، Interface (به مفهوم رابط حالت حفاظت شده DOS)، يک