کاربر معنی انگلیسی go-getter labor-intensive user واژههای انگلیسی با این معنی labor intensive کاربر، کارطلب labor using کاربر end user کاربر نهايي، استفاده کننده نهايي labor intensive production توليد کاربر user terminal پايانه کاربر labor intensive goods کالاهاي کاربر power user کاربر پيشرفته user default پيش فرض کاربر make work activities فعاليت هاي کاربر user supplied تامين شده توسط کاربر graphical user interface ميانجي نگاره اي کاربر user defined تعريف يا انتخاب کاربر capital saving technique فن توليد سرمايه اندوز (کاربر) macher آدم کاري، آدم کاربر user program برنامه استفاده کننده، برنامه کاربر user library کتابخانه استفاده کننده، کتابخانه کاربر multiuser system سيستم چند استفاده کننده، سيستم چند کاربر labour-intensive industry صنعتي که به نيروي انساني زيادي احتياج، دارد، صنعت کاربر ACK شکل خلاصه شده کلمه acknowledgment به مفهوم تاييد و، تصديق، يک کد کنترلي (کاراکتر 6 اسکي