کارگزار معنی انگلیسی agent broker executor factor واژههای انگلیسی با این معنی space broker کارگزار امور تبليغات customs agent واسطه گمرک، کارگزار گمرک، واسطه کارهاي stock broker دلال سهام، کارگزار بورس debt collector وصول کننده طلب، کارگزار وصول طلب