کاشت معنی انگلیسی cultivation واژههای انگلیسی با این معنی monoculture تک کاشت ion implantation کاشت يوني explant برون کاشتن، برون کاشت کردن intercrop کشت کردن، همرويان کردن، همکاشت کردن grew روييد، روياند، رشدکرد