کدر معنی انگلیسی blur cloudy dusty lackluster matte muddy obscure opaque واژههای انگلیسی با این معنی semitranslucent نيمه کدر، نيمه شفاف. semiporcelain چيني کدر، نيمه چيني frosted glass شيشه کدر opaque glass شيشه کدر tarnishable کدر کردني. glumpy افسرده، کدر، رنجيده glum افسرده، کدر، ملول pandanus کادي، کدر canescent سفيد مايل به تار، کدر. cloud point دمايي که در آن مايع سردشونده شروع، به کدر و مات شدن ميکند frostwork طرح ماتي، طرح خراشي، طرح کدر semiopaque کمي حاجب ماوراء، نيمه شفاف، نيمه کدر.