کریستال معنی انگلیسی crystal واژههای انگلیسی با این معنی crystallite خرده کريستال، کريستاليت crystal axis محور کريستال filter crystal کريستال صافي liquid crystal کريستال مايع mixed crystal کريستال مخلوط، کريستال آميخته ideal crystal کريستال ايده آل pizoelectric crystal کريستال پيزوالکتريک hexagonal crystal system سيستم کريستال شش گوش liquid crystal display صفحه نمايش دو جداره شيشه اي با محلول، کريستال مايع notebook computer يک کامپيوتر کوچک به اندازه يک چمدان که، از يک نمايش کريستال مايع و مسطح استفاده، مي کند LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)