کلانتری معنی انگلیسی police station station house واژههای انگلیسی با این معنی police station کلانتري magistrate رئيس کلانتري، رئيس دادگاه بخش، امين صلح syndic رئيس کلانتري يا شهرداري، رئيس صنف، کدخدا magistrature رياست کلانتري يا دادگاه بخش، حوزه يا هزئت دادرسان و کلانتران magistracy رياست کلانتري يا دادگاه بخش