کلاهک معنی انگلیسی cap ferrule flange lid top واژههای انگلیسی با این معنی calyptra کلاهک، لايه يا پوسته اي که ميوه و گل برخي گياهان، را ميپوشاند crown top کلاهک، تاج cap wale کلاهک head stock کلاهک gas cap کلاهک گاز، درپوش گاز warhead کلاهک جنگي، کلاهک موشک، سر جنگي mushromm could کلاهک اتمي blasting cap کلاهک چاشني، کلاهک منفجر کننده ignition cap کلاهک چاشني، کلاهک مشتعل کننده fingerstall کلاهک انگشت، انگشت پوش cap nut مهره کلاهک دار tegmentum کلاهک (در مغز) all weather hood کلاهک مخصوص هوا cowel کلاهک دودکش دار armor piercing capped داراي کلاهک ثاقب، گلوله با کلاهک ثاقب detonation cap کلاهک منفجرکننده، کلاهک چاشني cocked hat کلاهک مسلح شدن مين، کلاهک برجسته، چند ضلعي موقعيت lower fungus قارچ بدون کلاهک هاگ. protection hood کلاهک يا روپوش محافظ bomarc موشک بومارک (زمين به هوا با کلاهک، هسته اي پدافند هوايي) coupling base وسيله اي که چاشني را به کلاهک يا خرج، مشتعل کننده وصل مي کند، اتصال دهنده چاشني به کلاهک pileus کلاه بي لبه، کلاهک، کوفک snowcap قله برفي، کلاهک برفي، کلاله برفي bonnet کلاه بي لبه زنانه وبچگانه، کلاهک دودکش، سرپوش موتوراتومبيل