کلیدی
معنی انگلیسی
key kingpin pivotal
واژههای انگلیسی با این معنی
- deadbolt قفل کليدي، چفت کليد خور
- keyword کلمه کليدي، کليدواژه
- key entry دخول کليدي
- multikey چند کليدي.
- tagmenu منوي کليدي
- key industries صنايع کليدي، صنايع اصلي
- keypunch منگنه کليدي، منگنه زدن
- keyspace فاصله کليدي
- playmaker بازيکن کليدي، بازيکن سرنوشت ساز
- key projects طرحهاي کليدي، اساسي
- key verification بازبيني کليدي
- keyed access دستيابي کليدي.
- keyboard enirv دخول صفحه کليدي.
- keyword in context کلمه کليدي در متن
- keyboard perforator سوراخ کن صفحه کليدي.
- bass clef کليدي که زير f وميان c قرار ميگيرد
- master clear کليدي روي بعضي از کنسولهاي کامپيوتري، که ثبات هاي عملياتي را پاک کردن و آنها، را براي حالت جديد عمليات آماده مي کند
- keyboard terminal صفحه کليدي شبيه به دستگاه ماشين تحرير، که اجازه مي دهد تا اطلاعات به درون يک، سيستم کامپيوتري وارد شود
- hotkey کليدي که با فشردن آن عملي انجام ميشود
- ctrl break در DOS فرمان صفحه کليدي که آخرين فرمان، داده شده را لغو مي کند
- key currencies ارزهاي اصلي، کليدي
- keylock ضامن، قفل کليدي
- keyfile فايل اصلي، فايل کليدي، فايل مهم
- ksr Keyword Send-Receive، کلمه کليدي ارسال - پذيرش