کلیه
معنی انگلیسی
all complement ensemble whole round
واژههای انگلیسی با این معنی
- entireforce کليه قوا، تمام قوا يا نيروها، کليه نيرو
- renal gravel ريک کليه، حصات کليه
- renal calculus ريگ کليه، سنگ قلوه
- all hands کليه پرسنل، همگي آماده، همگي
- nephrology کليه شناسي، گرده شناسي
- floating kidney کليه متحرک
- acreage کليه جريبات، زمين، وسعت زمين به جريب
- all arms کليه نيروها
- pronephros کليه ي پيشين، پيش گرده
- adrenal نزديک کليه ها، وابسته به غده هاي فوق کليوي، برگرده اي
- pyelonephritis لگنچه کليه تبسي، لگنچه کليه افروختگي، التهاب لگنچه کليه
- sellout فروش کليه ي بليطها، کاملا به فروش رفته
- pyelogram عکس کليه ها و مثانه، قلوه نگاره
- avifauna کليه مرغان يک سرزمين
- ornis کليه مرغان يک سرزمين
- tenantary کليه مستاجرين يک ملک
- all saints day روز کليه مقدسين مسيحي، روز اول نوامبر.
- nuclide کليه مواد داخل هسته اتم، اجزاي شيميايي داخل هسته
- adrenocorticotropic محرک قشر غده هاي فوق کليه
- disclaim all liability کليه بدهيها را انکار کردن
- syngraph سندي که به مهر و امضا کليه، تنظيم کنندگان رسيده باشد
- armamentarium کليه ي وسايل و تجهيزات لازم، افزارگان، بساط
- adrenocortical وابسته به قشر غده ء فوق کليه .
- free alongside ship کليه مخارج تاکنار کشتي پرداخته شده، (درموردکالاي محموله بخارج)