کم بها معنی انگلیسی cheap dirt-cheap inexpensive واژههای انگلیسی با این معنی trinket جواهر کم بها، چيز نادان فريب trinketry جواهر يا چيزهاي کم بها knick-knack چيز قشنگ و کم بها که براي، آرايش بکار ميرود، بازيچه cheap ارزان، کم بها، پست cheapener ارزان، کم بها، پست gimcrackery خرده ريز، کم بها low priced ارزان، کم بها gaudery خرده ريزها، چيزهاي کم بها، پيرايه هاي زيادي. bijou جواهر، گوهر (کم بها)، اسباب بازي trifle چيز جزئي، چيز ناقابل يا کم بها، مبلغ جزئي twopenny دو پنسي، دو پولي، کم بها peppercorn دانه فلفل، فلفلدانه، چيز کم بها misprize ناچيز شمردن، خوار شمردن، کم بها دانستن keepsake يادگار، يادگاري، باب باب يادگاري penny worth آنچه برابر يک پني ميتوان خريد، ارزش يک پني، سودا