کنترل شده
معنی انگلیسی
guarded restricted
واژههای انگلیسی با این معنی
- controlled passing عبور کنترل شده، عبور و مرور کنترل شده
- controlled effects اثرات کنترل شده، جنگ افزارهاي با اثرات کنترل شده
- controlled exercise مانور کنترل شده، تمرين کنترل شده
- control variable متغير کنترل شده
- controlled variable متغير کنترل شده
- controlled mosaic موزاييک کنترل شده، موزاييک تنظيم شده
- controlled burning آتش زني کنترل شده، آتش زني واپاده
- controlled port بندر نظامي کنترل شده، بندر کنترل شده
- controlled airspace فضاي هوايي کنترل شده
- controlled sampling نمونه گيري کنترل شده
- controlled inventory اقلام ذخيره کنترل شده، مواد کنترل شده، اقلام بررسي شده
- controlled stick steering دستگاه فرمان کنترل شده، اهرم فرمان خودکار، دسته دنده خودکار
- controlled pattern بارريزي کنترل شده هوايي، بارريزي با استفاده از گسترش معين چترها
- controlled net شبکه مخابراتي کنترل شده، مدار کنترل شده مخابراتي
- controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده، گسترش کنترل شده ترکشها
- silicon controlled restifier يکسو کننده کنترل شده سيليکاني
- controlled thermonuclear reaction جوش هسته اي کنترل شده تحت شرايط، آزمايشگاهي براي توليد توان مفيد
- controlled interception رهگيري کنترل شده (پدافند هوايي)
- slewing سرعت حرکت ابزارهاي ماشيني کنترل شده، عددي از يک محل به محل ديگر
- actuating horns اهرمهايي که کابلهاي کنترل به آنهامتصل شده، و توسط آنها سطوح فرامين را حرکت ميدهند
- controlled area منطقه ممنوعه، منطقه کنترل شده
- regulated monopoly انحصار نظارت شده، انحصار کنترل شده
- controlled reprisal انتخاب بررسي شده راه کار، انتخاب کنترل شده راه کار
- scr Silicon Controlled Rectifier، يکسوکننده کنترل شده سيليکوني