کهربایی معنی انگلیسی electric white واژههای انگلیسی با این معنی electricity قوه کهربايي، قوه الکتريسيته، برق electrize قوه کهربايي دادن (به)، بابرق پرکردن، بهيجان اوردن electrified قوه کهربايي دادن (به)، بابرق پرکردن، الکتريکي کردن electrifies قوه کهربايي دادن (به)، بابرق پرکردن، الکتريکي کردن electrify قوه کهربايي دادن (به)، بابرق پرکردن، الکتريکي کردن galvanoscope الت براي يافتن قوه کهربايي electrification عمل کهربايي کردن چيزي ياتحت تاثيربرق، دراوردن ان، استعمال برق magneto electricity نيروي کهربايي که بوسيله نيروي آهن ربايي، توليد مي شود galvanism قوه کهربايي يا الکتريک که با عمل شيميايي، توليد شود galvanization استعمال قوه کهربايي (براي اندود يا معالجه) galvanist متخصص توليد نيروي کهربايي با عمل شيميايي يا، معالجه ناخوشي با برق straw yellow رنگ زرد براق مايل به قرمز، رنگ زرد کهربايي. electric الکتريکي، برقي، کهربايي electrical الکتريکي، برقي، کهربايي amber کهربا، عنبر، شاهبوي