کیلوگرم
معنی انگلیسی
kilogram
واژههای انگلیسی با این معنی
- middleweight 74 کيلوگرم (کشتي)، 75 کيلوگرم (بوکس)، 76 تا 83 کيلوگرم (تکواندو)
- bantamweight 54 کيلوگرم (بوکس)، 54 تا 58 کيلوگرم (تکواندو)، 56 کيلوگرم (وزنه برداري)
- featherweight 57 کيلوگرم (بوکس)، 58 تا 64 کيلوگرم (تکواندو)، 60 کيلوگرم (وزنه برداري)
- welterweight 67 کيلوگرم (بوکس)، 64 تا 70 کيلوگرم (تکواندو)
- kilogram کيلوگرم (هزار گرم)
- M.K.S. کيلوگرم متر در ثانيه، که نشانه سيستمي است در اندازه، گيري هائيکه روي اين واحد استاندارد طول
- middle heavyweight 90 کيلوگرم (وزنه برداري)
- mks مخفف: متر - کيلوگرم - ثانيه
- light heavyweight 82/5 کيلوگرم وزنه برداري و کشتي، 81 کيلوگرم (بوکس)
- fother بار (بار سرب برابر با 990 کيلوگرم)
- CWT واحد ورن برابر 43 کيلوگرم آمريکا يا، 50 کيلوگرم انگلستان
- ultralight aircraft هواپيمائي با وزن کمتر از 454 کيلوگرم
- kilogrammetre کيلوگرم متر (نيروي که يک کيلوگرم رايک، متربلند مبکند)
- cental واحد سنجش وزن که برابر است با 45/3 کيلوگرم
- tonne تن، هزار کيلوگرم
- heavy weight سنگين وزن، +81 کيلوگرم (بوکس)، 100 کيلوگرم (کشتي)
- centner وزنه اي درالمان وبرخي کشوران، ديگراروپابرابر 05 کيلوگرم
- kg مخفف:، بشکه، کيلوگرم
- kilogram-meter کيلو گرم متر، واحد کار که مساويست با انرژي لازمه، براي بلند کردن يک کيلوگرم وزنه باندازه يک متر بطور
- quintal قنطال، قنطار، صدرطل