گارد
معنی انگلیسی
guard guardsman
واژههای انگلیسی با این معنی
- backcourtman گارد
- national guard گارد ملي
- color guard گارد پرچم، پاسدار پرچم
- flag guard گارد پرچم، نگهبان پرچم
- armed guard گارد مسلح
- praetorian guard گارد ويژه
- escort guard گارد محافظ، محافظ زنداني جنگي، بدرقه زنداني
- coast guard گارد کرانه
- coastguard گارد ساحلي
- guard of honor گارد احترام، پاسدار تشريفات
- point guard موقعيت گارد
- seaman guard گارد دريايي
- fencing position گارد شمشيرباز
- gamae گارد (کاراته)
- kamae گارد (کاراته)
- coast guard officer افسر گارد کرانه
- open guard گارد باز (بوکس)
- pipe the side تجمع گارد احترام، فرمان تجمع گارد احترام (دريايي)
- lifeguard گارد نجات دريايي، نجات غريق، محافظ شخصي
- praetorial متعلق به گارد ويژه، سربازي که جز گارد ويژه است
- itc avant garde آوانت گارد آي تي سي
- waki kamae گارد مبارز (کاراته)
- storm trooper گارد حمله المان نازي، گروه توفان، بيرحم.
- horse guards گارد مخصوص سواره نظام، گارد سوار، نگهبان سوار