گاما
معنی انگلیسی
gamma
واژههای انگلیسی با این معنی
- gamma radiation اشعه گاما، پرتو گاما
- gamma ray پرتو گاما
- gamma-pegasi گاما - فرس، جنب الفرس، جناح الفرس
- gamma-arietis گاما - حمل، اخفي الشرطين
- gamma correction تصحيح گاما
- gamma efferent وابران گاما
- gamma-herculis گاما - جاثي
- gamma-delphini گاما - دلفين
- gamma-orionis گاما - شکارچي، گاما - جبار، نافذ
- gamma-ursa majoris گاما - دب اکبر، فخذ
- phi-gamma function تابع في - گاما
- gamma globulin (طب) گاما گلوبولين.
- gamma-andormedae گاما - امراه المسلسله
- gamma movement حرکت گاما (حرکت ظاهري)
- gamma گاما (نام حرف سوم الفباي يوناني برابر با گاف، فارسي)
- mesartim اخفي الشرطين، گاما - حمل
- gamma-lactone ترکيبي حاوي پنج ساختمان حلقوي که از راه واکنش، داخلي يک گروه کربوکسيليک اسيد با يک گروه هيدوکسيل، گاما کربن يک زنجير کربن تشکيل شده است
- R.B.E. = relative biological effectiveness، تاثير بيولوژيک نسبي، تاثيرات انواع ديگر پرتو افشاني