گرافیت معنی انگلیسی graphite واژههای انگلیسی با این معنی graphitiferous گرافيت دار، سرب دار graphite crucible بوته گرافيت graphite lubricant روغن گرافيت spherolitic cast iron چدن گرافيت گلوله اي black lead سرب سياه، گرافيت graphitoid مانندسرب سياه يامغزمداد، گرافيت نما black wash رنگ سياه، نوع ديگري از گرافيت و کک و ذغال سخت يا، مواد آلي است که با مايعي بطور معلق و plumbago سرب سياه، مغز ز مداد، گرافيت graphite سرب سياه، مغز مداد، گرافيت