گرد آوردن معنی انگلیسی amass pile raise summon treasure واژههای انگلیسی با این معنی compile گرد آوردن - تاليف کردن congregate جمع شدن - جمع آمدن - گرد آمدن - گرد آوردن congregator جمع شدن - جمع آمدن - گرد آمدن - گرد آوردن agglomerate گرد کردن، گرد آوردن، انباشتن AFCET Association Francaise Pour la، Cybernetique Economiqe et Technique، سازمان حرفه اي فرانسوي که هدف آن گرد هم