گردله معنی انگلیسی node roll sphere well-rounded واژههای انگلیسی با این معنی potpie طاس کباب داراي گردله هاي خمير پخته tuber دکمه، گردله، سيبک (درساقه هاي زير زميني چون سيب زميني) noisette گوشت گرد بريده شده، گردله گوشت pelletize حبه کردن، گلوله کردن، گردله کردن roundlet کمي گرد و دوار، صفحه گرد.، هر چيز کوچک و گرد