گرمای زیاد معنی انگلیسی heat واژههای انگلیسی با این معنی pyrometer الت سنجش گرماي زياد incandesce از گرماي زياد سفيدشدن، تاب امدن، تاب اوردن calenture تب ناشي از گرماي زياد هوا، تب گرمازدگي pyrochemical وابسته به فعاليت شيميايي در گرماي زياد. borosilicate بوروسيليکات، نوعي شيشه که پنج درصد آن از اسيد، بوريکبوده و در مقابل گرماي زياد dielectric heating گرماي ايجاد شده در يک دي الکتريک که تحت، تاثير ميدان فرکانسهاي زياد اچاف قراردارد