گروهان معنی انگلیسی detachment واژههای انگلیسی با این معنی orderly room دفتر گروهان headquarters company گروهان ارکان، گروهان قرارگاه separate company گروهان مستقل service company گروهان خدمات company grade در رده گروهان، پرسنلي که در رده گروهان کار مي کنند company commander فرمانده گروهان terminal service company گروهان خدمات بارانداز يا سکوي نظامي mobile equipment pool بنه متحرک افزارهاي ويژه در سطح گروهان و، گردان و دسته combat team تيم رزمي، گروهان مرکب رزمي، گروه رزمي پياده company team تيم گروهاني، تيم مرکب (گروهان تقويت شده) combined arms team تيم مرکب، تيم رسته هاي مرکب (حدود گروهان)