گشایشی معنی انگلیسی inaugural واژههای انگلیسی با این معنی inaugural گشايشي، افتتاحي inauguratory گشايشي، افتتاحي instatement گشايشي، افتتاحي introductive مقدماتي، افتتاحي، گشايشي salutatory درودي، سلامي، تهنيت اميز introductory مقدماتي، افتتاحي، اغاز کننده