گشت زدن معنی انگلیسی cruise jaunt patrol roam range walk whirl واژههای انگلیسی با این معنی cruise گشت زدن، درامتدادکناردرياياچيزديگر رفتن، درياگردي prowl در پي شکار گرديدن، پرسه زدن، تلاش کردن baet زدن، خوردن، صداکردن