گنجه معنی انگلیسی buffet closet cupboard larder واژههای انگلیسی با این معنی armoire گنجه، دولابچه، جاي اغذيه . cupboard گنجه، قفسه commode گنجه کشودار، قفسه chest of drawers گنجه کشودار clothes-press گنجه جارختي clothes press گنجه جا رختي lowboy گنجه کشودار کوتاه kitchen cabinet اشکاف يا گنجه مخصوص ظروف اشپزخانه . cellaret گنجه اي که شيشه هاي باده دران ميگذارند spence دولابچه، گنجه، دولابچه اي که گوشت وخوراک دران نگاه ميدارند larder دولابچه، گنجه، خوراک خانه cuddy صندوق خانه، گنجه، اطاق کشتي what not قفسه، گنجه طاقچه دار، کتاب دان closet اطاق خلوت، صندوق خانه، گنجه tallboy قفسه پايه دار، قفسه، گنجه پايه دار pantries خوراک خانه، ابدارخانه، شربت خانه pantry خوراک خانه، ابدارخانه، شربت خانه cabinetmaker فرنگي ساز، مبل ساز، قفسه ساز bureau دفترخانه، اداره، دايره