یک طرفه معنی انگلیسی sideways one-sided unilateral unrequited واژههای انگلیسی با این معنی half duplex يک طرفه، پروتکل کامل يکسو، نيم دو رشته اي single flow راه يک طرفه، جاده يک مسيره flap valve شير يک طرفه blind circuit مدار يک طرفه، مداري که ارسال پيام در، آن يک طرفه انجام مي شود simplex مدار يک طرفه، مدار سيمپلکس، مدار يک خطه one sidely بطور يک طرفه، مغرضانه freeing port شکاف يک طرفه overrunning clutch کلاچ يک طرفه single-throw switch کليد يک طرفه flap gate دريچه يک طرفه single envelopment احاطه يک طرفه single lane شاهراه يک طرفه، شاهراه يک خطه single-acting cylinder سيلندر يک طرفه imethod روش ارسال پيام يک طرفه از يک ايستگاه به، ايستگاه ديگر ventricose متورم، يک طرفه، بادکرده one sided يک پهلو، يک طرفه، يک جانبه sideway غير مستقيم، يک طرفه، فرعي exparte بنفع يک طرف، يک طرفه، يک جانبه unilateral يک بري، يک طرفه unidirectional bus مسير يک جهته، مسير يک طرفه single line مدار يک خطه مخابراتي، درخواست مستقيم يا يک طرفه ex parte به نفع يک طرف، ازيک طرف، يک طرفه