یکسو کننده معنی انگلیسی commutator rectifier واژههای انگلیسی با این معنی rectifying valve شير يکسو کننده argon bulb rectifier يکسو کننده آرگني bridge rectifier يکسو کننده پلوار point-contact rectifier يکسو کننده نقطه اي vapor rectifier يکسو کننده جيوه اي silicon rectifier يکسو کننده سيليسيمي. constant potential rectifier يکسو کننده با ولت ثابت welded-contact rectifier يکسو کننده نقطه اي جوش شده silicon controlled restifier يکسو کننده کنترل شده سيليکاني arc rectifier يکسوکننده قوسي، يکسو کننده جيوه اي