دیکشنری فارسی

AC (1)

معنی کامل و مثال‌ها

● مخفف:

● تهویه‌ی مطبوع (air conditioning)

● جریان برق متناوب (alternating current)

● باشگاه ورزشی (Athletic Club)

● قبل از مسیح (Ante Christum)

● (دارو سازی) قبل از غذا مصرف شود (ante cibum)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن