دیکشنری فارسی

AP

معنی فارسی

Attached Processor پردازنده الصاق شده پردازنده متصل شده

معنی کامل و مثال‌ها

● مخفف: اسوشیتدپرس

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن