دیکشنری فارسی

AWOL or awol

معنی کامل و مثال‌ها

adj., adv., n.

● (امریکا - ارتش) غایب بدون اجازه، سرباز فراری

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن