دیکشنری فارسی

Adam (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ad´ǝm/adj.

● آدم ابوالبشر، حضرت آدم

Adam and Eve

آدم و حوا

● اسم خاص مذکر

* not know someone from Adam

اصلا نشناختن، اصلا به جا نیاوردن

* the old Adam

تمایل (فرضی) بشر به گناه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن