دیکشنری فارسی

Ammon (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/am´ǝn/

● (انجیل)

● عمون (پسر لات)

● (عهد باستان) کشور عمون (در شرق بحرالمیت)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن