دیکشنری فارسی

Atlas

UKætləsiz US'ætləs

معنی فارسی

نقشه نامه ، کتاب جهان نما ، کوه اطلسدرافريقا

کسي که بار مسئوليت سنگيني به دوش دارد

جهان نما ، اطلس ، کتاب نقشه هاي جغرافيايي

معنی کامل و مثال‌ها

/at´lǝs/n.

(اسطوره‌های یونان) اطلس (غولی که جهان‌را روی دوش خود دارد)

کسی که بار مسئولیت سنگینی به دوش دارد

(A کوچک) جهان نما، اطلس، کتاب نقشه‌های جغرافیایی

کتاب مفصل و مجهز به جدول و تصویر و غیره

an anatomical atlas

کتاب جامع کالبدشناسی، اطلس کالبدشناسی

ریشه و کاربرد

ریشه

The term 'Atlas' is derived from the Greek mythological figure Atlas, who was tasked with holding up the heavens.

مثال

  • I need to consult an atlas to find the location of the city.
  • The Atlas Mountains stretch across several countries in North Africa.
  • Atlas was punished by Zeus for his role in the Titanomachy.

ترکیب‌های رایج

Consult an atlas Study the atlas Climb the Atlas Mountains

تعریف انگلیسی

noun
  1. a collection of maps in book form
  2. the 1st cervical vertebra
  3. a figure of a man used as a supporting column

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن